به یاد ناظم مدرسه مان

تلاش برای ساکت کردن صد دانش آموز وروجک دبستانی که

توی حیاط و به صف، نگهشان داشته اند تا برایشان در مورد

آنفلوانزا صحبت کنی؛ کاری بس عبث و بیهوده است و ایضا

طاقت فرسا!

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
واقعیت و خیال

واقعا کار سختی باید باشه! جالبه ها باران من دیشب خواب تو و ناظم های مدرسه "ر" رو می دیدم!! [نیشخند] الان تا تیتر پستت رو دیدم یهو یاد خوابم افتادم. عجب تصادفی![نیشخند]

خاله اذر

خدا صبرت بده فرهنگی عزیز!!!!!![قهقهه]

جوراب پاره و انگشت آزاد

وای منم باید برم... غصم شده !! از سخنرانیش البته ! کامنت اولی چه بامزه بود... [زبان]

مهسا

سلام همون قدر که بچه ها رو ساکت نگه داشتن سخته , ساکت موندن بچه ها و صاف و مرتب وایسادنشون هم سخته. ولی چه توقعا. یه وضعی شده که بی نواها ترجیح می دن آنفولانزا بگیرن تا اینکه این قدر درباره اش بشنون. یه یادگاری تازه نوشتم.خوشحال می شم سر بزنی خدانگهدار

زندگی جاریست...

[گل]سلام پس سخت مشغول کار ناظمیت هستید[زبان][خنده] خدا قوت خانم دکتر

قطره باران

خسته نباشی.....اه اه اه از این کارا بدم میاد...اون هم بچه های پرروئه این دوره زمونه

آرزو

:))))))))))))))

آرزو

:))))))))))))))