معجزه

معجزه ای رخ داده است!

من که سخت ترین کار دنیا برایم صبح زود بیدار شدن بود

من که همیشه ناله ام از راه طولانی ٢ ساعته تا محل کارم( خارج از تهران) ، بلند بود؛

من که به طرح ٢ساله پزشکی- در درمانگاهی که ۶ روز هفته از خروسخوان تا بعد از ظهر باید در آنجا باشی - با حقوق بیگاری، به چشم یک فاجعه انسانی می نگریستم؛

من که روزها و ساعتها و ثانیه ها را میشمردم تا این اوضاع تمام شود؛

من به همه چیز عادت کرده ام!

یا بهتر بگویم:

من درمانگاه آنسوی شهرمان با مریضهایش و همکارانم و مسخره بازیهای شبکه مان و زمان طاقت فرسایی که در رفت و آمد می گذرد را دوست دارم!

و چند روز که صبح زود بیدار نشوم و به آنجا نروم.....دلم برایش تنگ می شود!

خودم هم در عجبم که چگونه چنین معجزه ای به وقوع پیوسته است؟!آنهایی که مرا می شناسند می دانند که چنین تغییر حس و حالی در من نزدیک به محال است!

من و سحر خیزی به قصد بیگاری آنهم با علاقه؟!  

   محالاً محالا...حاشا و کلا...عجیباً غریبا!

فقط کار یک معجزه می تواند باشد...

 

/ 19 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سردار

من هم تبریک میگم . راستی به وبلاگ جدید من سری زدید . از ترکمن مدیکال به اینجا آمدم . من هم به محیط وبلاگ جدید دارم عادت میکنم . [گل]

واقعیت و خیال

معجزه ممکن و شدنیه! خوشحالم که با علاقه میری سر کارت. این خیلییییییییی خوبه [گل][گل][گل]

سپیده

یعنی ممکن است چنین معجزه ای در مورد من نیز رخ داده و ما نیز بعد عمری گشادی!! و 8.5 بیدار شدن به 6.5 بیدار شدن عادت نماییم؟![نیشخند]

مهسا

سلام به شما دوست عزیز مگه چیه. حالا خدا یه بار هم خواست در عصر صنعت و مدرنیته ‘ معجزه به خرج بده شما روشنفکرا نذارید[نیشخند] تبریک می گم بهتون به خاطر اینکه علاقه مند شدید و به رضایت رسیدید نه به خاطر عادت یه یادگاری تازه نوشتم خوشحال می شم به ایستگاه سر بزنین و هر دو طرفش بپیغومین. شاد باشید خدانگهدار

متین بانو

واقعا که اگه این معجزه ها رخ نده و سختی های جدید زندگی تبدیل به عادت نشه چقدر زندگی غیر قابل تحمل میشه... باید قدر این جور معجزه هارو دونست..

مهدی امیری

راستش من که میشناسمت می تونم بژذیرم این معجزست ... البته معجزه های زیادی دیدم که خوب بهشون عادت کردم

الی

دقیقا برا منم یه همچین معجزه یی رخ داده . آپ جدیدمو بخونین متوجه میشین.