پروفسور...کجایی؟

گاهی دلم می خواهد مثل پروفسور بالتازار، یک دستگاهی داشته باشم که با زدن یک دکمه راه بیفتد و بعد از کلی سروصدا و روشن و خاموش شدن، یک قطره معجون از آن خارج شود که بتواند همه مشکلات ریز و درشت و حتی لاینحلم را حل کند! 

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پزشک 78

ای بابا. خب به جای اون دستگاه عریض و طویل بالتازار ، یه چراغ جادو آرزو کن که هم پاسداشت فرهنگ ملی باشه و هم کمتر جا بگیره!

نسترن

منم همیشه آرزو دارم یه ساعت آرنولد داشتم ومیزدم وزمانو نگه میداشتم ومیخوابیدم ...یا وقتی امتحن میدادیم ...میزدم و جوابارو از روی کتاب می نوشتم ...ولی حیف که خیاله![خمیازه] راستی من کلاس دوم دبیرستانم نه سوم خانم دکتر ... راستی لینکتون کردم

قلم دندانپزشک

در مرد پست پایین بگم واقعا کارت قشنگ بود. در مورد این پستتم اگه گیر اوردی به منم بده لازم دارم...

يك دانشجوي پزشكي

منم می خوام!پلیز![پلک]

امیر

حرفتان درست است ...در بخش ما هم متخصصین تازه کار با سواد و کار بلد زیادند ولی این ها یه جوری بودن که واقعاً اندیکاسیون داشت یه پت دربارشون بنویسم ناگفته نمونه ما خودمون هم خیلی سواد نداریم و ادعایی هم نداریم ولی در مقام مقایسه با متخصصین دیگر اینها عجیب غریبند ... بهرحال شرمنده بهم ریختی ...حقیقت را کفتم[ابرو]

زندگی جاریست...

سلام فکر خوبیه ! میگم خانم دکتر بنظرتون خوب نیست بعنوان یک پروژه تحقیقاتی با هم همکاری کنیم و یک همچین چیزی بسازیم ![زبان] به اینجاش فکر کنین که کلی پول پارو می کنیم ! تازه اینکه چیزی نیست تمام مشکلات عالم بشریت رو هم حل می کنیم ![نیشخند]

پزشک

سلام من وبلاگ شما را لینک کردم اگر مایل بودین وبلاگم رو لینک کنید [لبخند]

امیری

سلام گفتی بالتازار یاد روزگار كودكی انداختیم. بالتازار كارتونی بود برای ارضای آرزوهای كودكان نسل ما. امیدوارم روزی حلال مشكلات خود را ببینیم ولی تا آن روز دست روی دست نگذاریم