دوست زیاد دوست ندارم!

وقتی میخوام یک نفر رو به دایره دوستانم وارد کنم یا بعبارتی بعنوان دوست باهاش ارتباط داشته باشم مهمتر از همه ویژگیهایی که داشتنشون برام مهمه یک خصیصه است که نباید داشته باشه و اون "حساس بودن" است( البته به میزان افراطی یا بعبارتی over sensitive بودن). اصلا حوصله ندارم بخاطر هر حرف و شوخی کوچکی یا تا تقی به توق بخوره  طرف بهش بر بخوره!کلا زیاد حوصله هزار جور قید و بند و آداب و رسوم رو ندارم در دوستیها...در مجموع از اونایی هستم که توی لاک خودمم و اگه توی مترو یا خیابون یه آشنا ببینم سعی می کنم منو نبینه!واضحه که این مساله شامل دوستان صمیمیم نمیشه که البته  تعدادشون فوق العاده محدوده!(خوشبختانه)

یکبار این خبط عظیم رو انجام دادم و یه کوچولو روابط عمومیمو بهبود بخشیدم و حالا حالاها پشیمونیم تمومی نداره و به خودم دارم بد و بیراه میگم!

معلومه الان چقدر عصبانی ام؟!

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پزشک 78

الان عصبانی نیستی و شاکی هستی. کلا گسترش هرچیز اگه با احتیاط باشه خیلی بهتره.مخصوصا روابط اجتماعی

نسترن

منم از بچه سوسولا بدم مياد !

واقعیت و خیال

آره عصابنیت که به وضوح معلومه[نیشخند] منم از اینجور بهبود روابط عمومی هم نتایج مثبت دیدم هم منفی. ولی در کل میانه روی به نظرم بهترین راهه. نه خیلی زیاد تو لاک خودمون باشیم. نه مثلا هر دفه که سوار اتوبوس یا مترو میشیم با 10 تا از خانمهای توی واگن آشنا بشیم![نیشخند] البته من خودم بیشتر به گروه سر در لاکان نزدیکم!

دکتر سارا

وای منم از این جور دوستا بدم میاد ولی بعضی وقتا حس میکنم خودمم اینجوریم یعنی حساس میشمو زود بم بر میخوره[ابرو]

مژگان عباسلو

سلام باران بانوی ما. شما امر بفرمایید. برای دکتر نفیس نوشته بودم که هر وقت وبلاگهایتان را می خوانم دلم سخت هوایی می شود هوایی آن روزها. مراقب خودت باش.

قطره باران

وه...مگه روابط عمومی چیکارت کرده؟؟؟ای بابا...ولی من هم خوشم نمیاد تو کوچه و خیابون اشنا ببینم مخصوصا فک و فامیل همسر...

سنا

[لبخند]سلام خوشحال می شوم اگر که به وبم بیایید

سنا

[لبخند]سلام خوشحال می شوم اگر که به وبم بیایید

نارسیس

خیلی :)))

الهام

« سلام قولا من رب رحیم» شما چگونه نعمت ها را می شناسید؟ [گل]