یک ماجرای غم انگیز

باز این معاینات دوره ای مدارس شروع شد و فرصت نفس کشیدن هم ندارم روزا...هفته قبل داشتم کاف فشار سنج رو دور دست یک دختر دانش آموز راهنمایی می بستم که مامانش گفت:"دخترم وقت و بیوقت گریه می کنه...همش توی خودشه...شما یه چیزی بهش بگین".خود مامانه هم موقع گفتن این حرف صداش می لرزید.همونطور که گوشی رو میذاشتم توی گوشم با تعجب به چهره غمگین اون دختر نگاه کردم و قبل از اینکه بتونم چیزی بپرسم صدای مادرش رو شنیدم که گفت:"البته پارسال دو تا داغ دیده...!"

یک لحظه ماتم برد؛گوشی رو از گوشم در آوردم و پرسیدم چی شده؟ خود دختره با بغض جواب داد:" داداش کوچولوم رفت زیر اتوبوس شرکت واحد...بابام هم بعدش خودکشی کرد..." اینو گفت و اشک توی چشمای غمگینش حلقه زد...حالا مگه من میتونستم برگردم سر معاینه؟! وا رفته بودم...مادر و دختر هر دو قیافشون شکسته بود...درهم بود...محزون بود...هر کاری گردم به حرفش بیارم نشد.یه کم باهاش حرف زدم.گفتم حق داره ناراحت باشه...حق داره وقتی یادشون میوفته گریش بگیره...حق داره...اما کم کم باید به چیزای دیگه هم فکر کنه...خلاصه یه چیزایی گفتم اما اون چشمای افسرده اصلا تغییری نمی کرد.خودش آخر کار پرسید:"افسردگی دارو نداره خانوم دکتر؟" براش دارو نوشتم اما به مامانش گفتم اگه بهتر نشد ببرتش روانپزشک...از اون هفته تا حالا خودمم افسرده شدم...آخه باباهه فکر نکرده با خودکشیش، این مادر و دختر چجوری باید با این دو تا فاجعه کنار بیان؟

گاهی وقتا اصلا اصلا اصلا شغلمو دوس ندارم... :(

/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

وای چه بد. چه بابای بی عقلییی[ناراحت]

رها

[نگران]

ربولی حسن کور

سلام واقعا دردناک بود خوشبختانه من تا حالا مریض به این غم انگیزی نداشتم[ناراحت]

ربولی حسن کور

ببخشید فکر کنم دوبار براتون کامنت گذاشتم بیزحمت یکیشونو حذف کنین به انتخاب خودتون حواسو ببین!!

مهسا

سلام در هر صورت آدم با شنیدن همچین چیزایی افسرده می شه . حالا دکتر باشه یا نه. راستی دکتر من هم یه جورایی دکتر بهم گفته روانیم. دو تا قرص هم بهم داده که باید هر شب بخورم. من بی دلیل افسرده شیدا می شم.باس چی کار کنم دکتر؟ سر بزن خدانگهدار

crescendo

هومممم ؟؟؟ همین چند تا پست قبل تر نوشته بودی گاهی وقت ها فکر می کنی ارزشش رو داشته ... مممم ... لابد این دفعه از اون گاهی وقت های دیگه بوده ;)

مهدی امیری

هرچی بیشتر مردم برات مهم باشن بیشتر زجر می کشی

رکسانا

دلم خیلی سوخت . خیلی .[ناراحت]

xبانو!

وای چقدر سخت... [ناراحت][دلشکسته]