آزمون دستیاری

باز هم مثل پارسال حوصله ام نیامد...برای گرفتن سوالات باید تا آخر جلسه بنشینی و من توان 4 ساعت نشستن در یک جا را ندارم!!!

بنابراین باز هم ثبت نام کرده بودم اما نرفتم.

تنها موردی که وسوسه ام می کرد دیدن روی ماه دانشگاه و دانشکده سابق و دوست داشتنی ام بود که از دستش دادم...

/ 18 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
behnaz

سلام .چرا قسمت بزرگ حرفای دلتون رو نمی نویسین.خوب بود.

محسن

سلام خانم دکتر وبلاگتون خیلی جالب بود لطفا یه سری به وبلاگ منم بزنید و نظرتونو بگید لطفا روزگارم این است : دلخوشم با غزلی تکه نانی ، آبی جمله ی کوتاهی یا به شعر نابی و اگر باز بپرسی گویم : دلخوشم با نفسی حبه قندی ، چائی صحبت اهل دلی فارغ از همهمه ی دنیایی ...

محسن

سلام خانم دکتر وبلاگتون خیلی جالب بود لطفا یه سری به وبلاگ منم بزنید و نظرتونو بگید لطفا روزگارم این است : دلخوشم با غزلی تکه نانی ، آبی جمله ی کوتاهی یا به شعر نابی و اگر باز بپرسی گویم : دلخوشم با نفسی حبه قندی ، چائی صحبت اهل دلی فارغ از همهمه ی دنیایی ...

ارزو

سلام. اصلا تصورشم نمیکنم منو یادتون باشه ولی من خوب شمارو یادمه. فکر کنم ۴سال پیش بود یه وبلاگ مینوشتم . فرشته ها بوی توت فرنگی میدن.... توو این مدت هرچند وقت یکبار به یادتون بودم ... چند وقت پیش (خیلی وقت پیش ) یکی از دوستام بهم گفت اومده به شما سر زده .منم هوایی کرد دوباره یه سر به این فضای مجازی بزنم... راستش تا یه ماه دیگه کنکور دارم ...شاید همکار شدیم ... من داروساز میشم فکر کنم اگه واقعا تونستم مثل شما به وبلاگی روی بیارم این سبکی.... الانکه اینجا دارم مینویسم فکر میکنم چقدر نوشتارم عوض شده....

مینا

سلام وبلاگ خوبی داری همکار عزیز !!! لینکت کردم تو هم ما رو بلینک!!! [خداحافظ][تماس]

ثنا

سلام خانوم دکتر. آدرس این بیمارستانتونو نمیدین ما مزاحم بشیما!![چشمک]

ارزو

خب اره ...جانی دپ ادمو زنده می کنه [نیشخند]

مجید

رزیدنت شدن با یه بچه کوچیک خیلی سخته

مهدی امیری

منم 2 -3 سالی این کاروکردم امسالم بهزور راحله رفتم امتحان :) ولی تو بری قبول میشی ..من بهت ایمان دارم