باران طغیان می کند!

دیروز از شبکه زنگ زدند و بی هیچ مقدمه ای بهم گفتند باید نامه پایان کار رو از سرپرست مرکز بگیرم و بعد برم شبکه تا  نامه شروع به کار در یک مرکز جدید رو بهم ابلاغ کنند!قبلا خبر بهم رسیده بود که پزشک اون مرکز مذکور با سرپرست دچار مشکل شده...اما دیروز هر چی پشت تلفن از دکتر(م) معاون شبکه سوال کردم دلیل جابه جایی رو نگفت!گفتم یعنی حق یک پزشکی که در یکسال گذشته داشته به خوبی فعالیت می کرده و به اذعان خودتون هیچ مشکلی باهاش نداشتین این نیست که حداقل براش یک توضیح بدهید و قانعش کنید؟ جواب داد: نه! بنا به ضرورت شبکه، ما هر پزشکی رو بخواهیم جا به جا می کنیم! و تاکید کرد فردا اول وقت شبکه باشم!جالبه که با سرپرست مرکزمون هم هماهنگی نشده بود و ایشون وقتی شنید به شدت مخالفت کرد و گفت من نامه پایان کار به شما نمی دهم.من هم که واضحه مخالف بودم چون جو آروم مرکز و همکارای خوبی که دارم باعث شده بتونم سختی این مسیر طولانی رو تحمل کنم وتازه بعد از یکسال کار با محل و مریضا و همه چیز انس گرفته بودم.اصلا هم از این برخورد غیر محترمانه خوشم نیومد!خلاصه سرپرست مرکز با رییس شبکه-دکتر الف- تماس گرفت و دکتر الف هم مدعی شد که این جا به جایی موقتا بمدت دو هفته بعلت امتحان رزیدنتی است!(کسی اگه فهمید چه ربطی داره به من هم بگه!) وقول شرف(!) داد که بعد از دو هفته من رو برگردونه به مرکزمون.حتی همکارم از سرپرستمون قول گرفت که اگر این جا به جایی موقتیه نباید توی این دو هفته پزشکی رو به جای من بفرستند.

خلاصه امروز روی حساب یک قول شرف داشتم میرفتم شبکه که همکارام خبر دادند که جانشینت رو هم مشخص کردند و از فردا قراره بفرستنش مرکز!طفلکی همکارم می گفت ما درِ اتاق پزشک رو برای اون دکتر باز نمی کنیم و میگیم کلیدش دست دکتر خودمونه...اون یکی می گفت میریم شبکه اعتصاب, یکی از همکارام هم زیارت عاشورا نذر کرده  برای برگشتن من!(شما باشین حاضرین چنین دوستای نازنینی رو بی خیال بشین؟)ضمنا جانشین بنده همون پزشکیه در این ٩ ماهی که از طرحش می گذره ۴ بار بعلت مشکل مرکزشو جا به جا کرده و ظاهرا خیلی پارتیش حسابیه!

دیگه اینجوریا شد که احساس کردم قضیه بوداره و من هم ژن یاغیگریم بعد از مدتها دوباره فعال شد و از همون راهی که اومده بودم برگشتم خونه!قراره فردا تکلیفمو با شبکه تعیین کنم و بگم حالا که بخاطر مشکل یک نفر دیگه، بدون هیچ توضیح منطقی و با زور و کلک می خواین یک نیروی طرحیتون رو که داره کارشو درست انجام میده وهیچکس در مرکز باهاش مشکلی نداره؛ جا به جا کنین  من عطای این شبکه و درمانگاه و طرح رو به لقاش بخشیدم و اصلا دیگه حاضر نیستم بقیه طرحمو بیام اینجا!

والسلام!

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ربولی حسن کور

خدائیش خیلی کار غیرمنطقی بوده!! اما احتمالا منظورشون کمبود پزشک به خاطر مرخصی همکاران بوده

ح س

سلام من از مشتریهای گاه و بیگاه این بلاگ هستم واقعه تلخیه مخصوصا اگه دلیلش رو نگفتن(حس میکنم چی میگی چون برای من هم...تازه هنوز هم حس تحقیر شدن آزارم میده) ولی ارزششو نداره اگه بزنی سیم آخر به نظرم بی خیال شو و قبول کن ببین ده سال بعد وقتی این اتفاق رو به خاطر میاری چقدر مهمه... بهتره با بزرگواری و بی خیالی قبول کنی همیشه روزگار یه جور نمیمونه...گذر پوست به دباغ خونه رو که میدونی دور فلکی یکسره بر منهج عدلست/خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

شیر سارا

سلام دکتر باران عزیز. امیدوارم درسا خوب پیش رفته باشه !!! بهتون اصلا نمی اومد این ژن یاغیگری تون این طوری عمل کنه در حد اعتصاب و اینا .. ای ول !![نیشخند]

زندگی جاریست...

سلام خیلی وقتها وقتی آروم و بی سر و صدا کارتو می کنی بقیه فکر می کنند هر کاری خواستن می تونن باهات بکنن ! ژن یاغیگری هم در بعضی موارد بسیار به کار میاد . [زبان] حالا انگار قحطی اومده برای انجام طرح . اونجا نشد یک جای دیگه . در هرحال موفق باشین.

ح س

درک میکنم رذالت بعضیا راه رو به گذشت میبنده من هم همین راه رو رفتم(سرکار حاضر نشدم) چون حس کردم مساله تبانی و پارتی و تصمیم احمقانه مدیر بی صلاحیت در کاره چند بار بعد زنگ زدن و رسما خواستن برگردم اما محلشون نذاشتم معلومه از فعالیت صادقانه سو’ استفاده میکنن امیدوارم بلای بدی سرشون بیاد[وحشتناک]

سپیده

کلا تو این مملکت همه چی زوریه! [قهر]

نسترن

نمیدونم ...تشنج و ورم محل تزریق ...راستی بخیر گذشت!

عندلیبان

فکر کنم روانشناسا میگن، یا شایدم یکی دیگه از زبون روانشناسا میگفت که " آدما در طول شبانه روز یک دقیقه غیر منطقی (همون دیوونه خودمون) میشن و اگر اون یک دقیقه رو رد کنند، اون روز دیگه مشکلی نخواهند داشت ". البته خوب من دقیقاً نمی دونم ربطش چی بود ولی بهتره برآورد درستی از موقعیت خودت داشته باشی و بعد در مقابل مافوقت مردانه بیاستی ... این فقط یه تجربه شخصیه و قطعاً خودت درک بهتری از شرایط داری ... امیدوارم از این میدان ناجوانمردانه، پیروز بیایی بیرون :)

نسترن

فکر میکنم منظورتون همون شبکه بهداریه ‘نه؟ مامان منم اونجا کار میکنه...واقعا سیستم مسخره ای داره....حالا طرحه میگذره ایشاالله!ولی اجازه ندین بهتون زور بگن!!!

كبوتر

توی این مملکت ه مشت آدم نمای بی سواد میشن مدیر و هر نوع ظلمی رو به اسم مدیریت به دیگران تحمیل می کنن. وقتی هم صدای حقانیتت بلند بشه می گن ضد فلان و فلانی. ( اندکی صبر سحر نزدیک است...)