مرگ گاهی ریحان می چیند

افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد-
می افتد

افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد-
می افتد

اما
او سبز بود و گرم که
افتاد...

(قیصر امین پور)

/ 10 نظر / 17 بازدید
محسن

سلام. خدا بیامرزدش، شعرهای قشنگی میگفت. در مورد پست قبلیت، برای من کتاب حسین وارث آدم و کتاب انیس الاعلام، بسیار تکان دهنده بود. دوّمی رو بعیده پیدا کنی ولی اوّلی رو شاید خونده باشی.

مهسا

سلام من باز هم اومدم.واقعاَ شرمنده ام از اینکه این قدر این روزا مخم کار می کنه!!! یه سری به ایستگاه بزنید خوشحال می شم خدانگهدار

amir

سلام خوبین؟ زیباست ولی موضوعیت طرحش رو متوجه نشدم موفق و موید باشی

ح س

سلام شعر خوب و زیبایی از جناب قیصر... غمگینانه بود اما انگار رسم روزگار افتادن سبز و گرم است... ممنون از اینکه نوشته هایتان خوبند و خواندنی[لبخند]

ح س

عجب! پس این نوشته مربوط به پر کشیدن یک جوان عزیز بود متاسف شدیم[ناراحت]

امیر

سلام مجدد تسلیت عرض میکنم خدمتتون انشالله خدا به شما و خانوادشون صبر و اجر بده روحش شاد باشه انشالله انشالله غم نبینید اگر کاری بر میاد در خدمتیم اگر امکانش بود میگفتین که چه نسبتی داشته و چرا به رحمت خدا رفتم شاید بهتر بود شاید هم نه البته خودتون بهتر میدونید حتما خدا نگهدار

ح س

سلام متشکرم...لطف دارید من هم ممنونم که این روزها به یک دوست پاک و مومن برخوردم و هم متشکرم بابت اینکه علاوه بر مشغله زیاد و دوستانی که دارید به من هم سر میزنید [لبخند]

dr mahsa

تسلیت میگم خدا رحمتش کنه خدا به خانوادش صبر بده

امین

به اسم آزادی راه بر آزادی می بندند با وبتون صفا کردیم