هزاران چرخش یک سیب!

حدود ١٠ روز پیش وقتی درگیر انتقال به یه درمانگاه دورتر بودم و حتی داشتم توقف طرح می گرفتم ؛ شبکه کمی از موضعش عقب نشینی کرد و پیشنهاد داد تا اول اسفند که یکسری از پزشکها از مرخصی برگردند به همون مرکز دور برم تا بعد من رو بر گردونند به یک مرکزی نزدیک درمانگاه خودم...هر چند زیاد اعتمادی به قولشون نداشتم و هر چند دلم می خواست دقیقا به درمانگاه خودم برگردم اما قبول کردم ( البته حساب کردم دیدم نصفش به تعطیلات می خوره و حدود ٣-۴ روز باید برم کلا!نیشخند ).امروز رفتم شبکه و در کمال تعجب در حکم جدید نه تنها به درمانگاه محبوب خودم بر می گردم بلکه سرپرستی مرکز هم به من محول شد!(سرپرست قبلی اول اسفند بازنشسته شد).

هیچ علاقه ای به ریاست و کلا کارهای این چنینی ندارم اما یه جورایی توی عمل انجام شده قرار گرفتم...همکارام هم خیلی راضی اند و اصرار می کنند که بپذیرم.

دارم فکر می کنم ١٠ روز پیش من نه تنها از درمانگاه که از کل شبکه هم می خواستم برای همیشه برم و حالا یکدفعه اوضاع دگرگون شد...البته تا حد زیادی این رو مدیون همکارهام و سرپرست سابقمون هستم که میدونم چقدر از من تعریف کرده اند...ضمنا در مراکز تحت نظر شبکه ما هیچ پزشک طرحی ای، مسوول مرکز نیست و این قضیه کمی خرق عادته.

پ.ن:  روزگار است آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد

          چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد!

 

/ 24 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله آذر

خوب میگه گر صبر کنی ز آبغوره ،حکم ریاست سازی!!![نیشخند] مبارکه

باران

به به تبریک!!! خوش به حالت من دارم له می شم از دسته این استادا و درسا[ناراحت]

توتیا

سلام، تبریک می گم ، ولی مسوولیت مراکز به نظر من کار سخت و بی مزد و منتیه ، من درست برعکس با شروع طرحم مسوول مرکز هم بودم در حالی که چیزی از کاغذ بازی های مراکز سردرنمیاوردم و حالا دیگه 2 پزشکه ایم و من مسوول نیستم ! به هر حال خوشحالم که مساله کاریتون حل شد موفق باشید

حسین . ساری

سلام . من بارون خودم را چند صباحی است گم کردم از او خبر دارید؟

قطره باران

وووووووووووووووووووووووی تبریک میگم...........[بغل][ماچ]

tanha

سلام . وب باحالی داری راستی منم از پزشکی خوشم میاد

رضا (سينوس)

خيلي لذت داره كه درست موقعي كه آدم انتظار يك پيشامد خوب رو نداره، يكهو همه ورق ها به نفع خودش برمي گرده. [لبخند]