داخلی رشته ایه که سال اول و دومش فقط در کشیک و بیمارستان می گذره اما خب هر چی بالاتر بری اوضاع بهتر میشه...استرس کارای عملی رو چندان نداره اما باید روز و شب کتابای قطوری بخونی که بینوایان و آناکارنینا رو می ذارن توی جیبشون...تخصص رو که بگیری بازم مردم فرقشو با پزشک عمومی نمی فهمن!اما اگه تا گرفتن فوق تخصص هم زنده بمونی معمولا رشته های با کلاسی از آب در میان!
نورولوژی رشته ایه که باید مثل داخلی اوایلش به زندگی در بیمارستان عادت کنی اما درسهاش حجم کمتری داره و در دید مردم کلاسش بالاتر از داخلیه... مریضاش اکثرا خوب نمیشن و کلا رشته ایه که بیمارهاش و چه بسا رزیدنتاش دپرسن!
زنان رشته ایه که سالای اول و دومش از شدت کشیک و کار زیاد داغون میشی و سالای سوم و چهارم از شدت استرس و باز هم کار زیاد نابود میشی...معروفه که تنها رشته ایه که در اون شادی و خوشحالی زیاده اما بیشترین امار شکایت هم مربوط به زنان میشه!کلا جو خفنی داره!
پاتولوژی رشته ایه که کشیک نداره و این موضوع در پزشکی یک معجزه است که رزیدنت باشی و بتونی عصر بری خونه تون!استرس نداره و درآمد متخصصینش هم بد نیست...اما باید ۴ سال رزیدنتی رو پشت میکروسکوپ باشی و لام ببینی!مریض دیدن هم کم کم یادت میره احتمالا...کلا دوستش ندارم من!
جراحی رشته ایه که کشیکای سختی داره...هر چی هم سال بالاتر بری مسوولیتش بیشتر و سخت تر میشه...در ۴ سال دوره رزیدنتی باید تقریبا قید خونه و زندگی رو بزنی...حتی استاد هم که باشی ممکنه شب بکشوننت بیمارستان...کارش پر استرسه و آمار شکایت هم در اینجور رشته ها بالاست اما جو شاد تری داره نسبت به اکثر رشته ها...و من دوستش دارم.
چشم رشته ایه که استرس جراحی رو داره اما آینده مالی و کلاسش بسی بهتره...در کل رشته خوبیه اما قبول شدنش جزء محالاته تقریبا!
پ.ن١: دلیل ندارد آدم در زندگی هر کار دوست دارد بکند!
پ.ن٢:یادش به خیر اون قدیما - دوران دانشجویی- با بچه ها در مورد تخصص مورد علاقه مون صحبت می کردیم و هر کی از یه رشته ای اسم می برد؛ یکی از دوستام می گفت: " من دوست دارم یک جی پی ساده بشم!"
(جی پی = پزشک عمومی)